جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ocurrirsese
01
به ذهن خطور کردن, به ذهن رسیدن
venir una idea o pensamiento de forma espontánea a la mente
اطلاعات دستوری
باقاعده
گذشته ساده
me ocurrí
اسم مفعول
ocurrido
مثالها
Se me ocurrió una idea mejor.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
به ذهن خطور کردن, به ذهن رسیدن