جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La contaminación
01
آلودگی
presencia de sustancias dañinas en el aire, el agua o el suelo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
La fábrica causó mucha contaminación en el río.
کارخانه آلودگی زیادی در رودخانه ایجاد کرد.



























