جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
comunicado
01
قابلدسترس, دستیافتنی، در دسترس
que está abierto, disponible o puede ser alcanzado fácilmente
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
el más comunicado
شکل تفضیلی
más comunicado
درجهپذیر
مفرد مذکر
comunicado
جمع مذکر
comunicados
مفرد مؤنث
comunicada
جمع مؤنث
comunicadas
مثالها
La información debe ser comunicada a todos.
اطلاعات باید به همه ارتباط داده شود.
El comunicado
01
بیانیه رسمی, اعلامیه
un anuncio o declaración oficial escrita dirigida al público
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
comunicados
مثالها
El comunicado del palacio real confirmó la noticia.
بیانیه کاخ سلطنتی خبر را تأیید کرد.



























