جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La routina
[gender: feminine]
01
کار همیشگی, روال همیشگی، روتین
conjunto de actividades que se repiten regularmente
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
rutinas
مثالها
Necesito cambiar mi rutina, es muy aburrida.
من باید روتین خود را تغییر دهم، خیلی خستهکننده است.



























