جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El origen
01
اصلیت, نسب، تبار
punto o lugar de proviene algo o alguien
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
orígenes
مثالها
Ella investiga el origen de su familia.
او در حال تحقیق درباره منشأ خانوادهاش است.
02
منشاء, خاستگاه
principio, causa o lugar de donde surge algo
مثالها
El origen del problema fue un error técnico.
منشأ مشکل یک خطای فنی بود.



























