جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La brújula
01
قطبنما
un instrumento que usa una aguja magnética para señalar el norte
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
brújulas
مثالها
Los exploradores usaban una brújula para no perderse en el bosque.
کاشفان از یک قطبنما استفاده میکردند تا در جنگل گم نشوند.



























