جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El tarro
01
شیشه (مربا، عسل و...)
recipiente de vidrio o plástico para guardar alimentos como mermelada o miel
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
tarros
مثالها
Compré un tarro de mermelada de fresa.
من یک شیشه مربای توتفرنگی خریدم.



























