جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La acción
01
اقدام, عمل
hecho o movimiento realizado para lograr un propósito
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
acciones
مثالها
Cada acción tiene una consecuencia.
هر عمل پیامدی دارد.
02
سهم
parte que representa la propiedad en una empresa
مثالها
Sus acciones subieron hoy en la bolsa.
سهم امروز در بازار سهام افزایش یافت.
03
ژانر فیلمها، کتابها یا بازیهایی که بر رویدادهای هیجانانگیز و سریع تمرکز دارد, فیلم اکشن
género de películas, libros o juegos que se centra en eventos emocionantes y rápidos
مثالها
Prefiero películas de acción en lugar de dramas lentos.
من فیلمهای اکشن را به جای درامهای کند ترجیح میدهم.



























