جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El agente de viajes
01
کارمند آژانس مسافرتی
persona que organiza y vende viajes para otros
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
agentes de viajes
مثالها
Mi hermano trabaja como agente de viajes en una agencia local.
برادرم به عنوان آژانس مسافرتی در یک آژانس محلی کار میکند.



























