جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El fax
01
دورنگار, نمابر، فکس
aparato que envía y recibe documentos por línea telefónica
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
faxes
مثالها
Envié el contrato por fax esta mañana.
من قرارداد را امروز صبح از طریق فکس فرستادم.



























