جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La llave
01
کلید
objeto que se usa para abrir o cerrar una cerradura
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
llaves
مثالها
Necesito una llave para abrir esta puerta.
من برای باز کردن این در به یک کلید نیاز دارم.
02
آچار
herramienta que se usa para apretar o aflojar tornillos o tuercas
مثالها
El mecánico tiene muchas llaves diferentes.
مکانیک آچارهای مختلف زیادی دارد.



























