جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El alga
[gender: feminine]
01
جلبک دریایی, خزه
un organismo acuático, simple y fotosintético, que crece en el agua
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
algas
مثالها
Vimos algas verdes flotando en la superficie del estanque.
ما جلبکهای سبزی را دیدیم که روی سطح حوضچه شناور بودند.
02
جلبک خوراکی
un tipo de alga marina que se cosecha y se utiliza como alimento
مثالها
Las algas kombu se hierven para hacer el caldo dashi.
جلبک کومبو برای درست کردن آبگوشت داشی جوشانده میشود.



























