جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El contenedor
01
کانتینر, جعبه فلزی یا چوبی بزرگ (مخصوص حمل بار)
recipiente grande para guardar o transportar cosas
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
contenedores
مثالها
El contenedor está lleno de mercancías para exportar.
کانتینر پر از کالا برای صادرات است.
02
سطل زباله, سطل آشغال
recipiente grande para basura
مثالها
El contenedor de basura está al final de la calle.
ظرف زباله در انتهای خیابان است.



























