جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El volante
01
فرمان (اتومبیل و...)
rueda que se usa para dirigir un vehículo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
volantes
مثالها
El volante del coche es de cuero.
فرمان ماشین از چرم ساخته شده است.
02
اطلاعیه, اعلامیه، آگهی
papel pequeño que se reparte para dar información o publicidad
مثالها
Recibí un volante sobre el concierto en la calle.
من یک بروشور درباره کنسرت در خیابان دریافت کردم.



























