جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El beso
01
بوسه, بوس
acto de tocar los labios de alguien con afecto o amor
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
besos
مثالها
Le dio un beso en la mejilla.
او به او یک بوسه روی گونه داد.



























