جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El prometido
01
نامزد
hombre con el que alguien ha acordado casarse
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
prometidos
مثالها
Le regaló un reloj a su prometido por su aniversario.
او یک ساعت به نامزدش برای سالگردشان هدیه داد.



























