جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La reserva
01
رزرو
acción de guardar un lugar o servicio con anticipación
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
reservas
مثالها
Hice una reserva para cenar a las ocho.
من یک رزرو برای شام در ساعت هشت انجام دادم.



























