جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El detector de humo
01
آشکارساز دود, آژیر آتش
un dispositivo que detecta humo y emite una señal de alarma
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
detectores de humo
مثالها
Es obligatorio tener un detector de humo en funcionamiento en cada piso.
واجب است که یک دتکتور دود در حال کار در هر طبقه وجود داشته باشد.



























