جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El tenedor
01
چنگال
utensilio de mesa con varias puntas
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
tenedores
مثالها
Pásame el tenedor, por favor.
چنگال را به من بده، لطفاً.
02
دارنده, صاحب، مالک
persona que posee o tiene algo en su poder
مثالها
El tenedor del cheque debe firmarlo.
دارنده چک باید آن را امضا کند.



























