جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La cocina
01
آشپزخانه
habitación donde se prepara la comida
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
cocinas
مثالها
La cocina está limpia y ordenada.
آشپزخانه تمیز و مرتب است.
02
اجاق گاز
aparato para calentar o cocinar alimentos
مثالها
Compramos una cocina nueva para la casa.
ما یک آشپزخانه جدید برای خانه خریدیم.
03
آشپزی
acción o arte de preparar alimentos
مثالها
Me gusta la cocina italiana.
من آشپزی ایتالیایی را دوست دارم.



























