جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
vago
01
تنبل
que no quiere trabajar o hacer esfuerzos
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
el más vago
شکل تفضیلی
más vago
درجهپذیر
مفرد مذکر
vago
جمع مذکر
vagos
مفرد مؤنث
vaga
جمع مؤنث
vagas
مثالها
Juan es muy vago y no hace su tarea.
خوان بسیار تنبل است و تکالیفش را انجام نمیدهد.
El vago
01
تنبل, فراری از کار
persona que evita el trabajo o las responsabilidades
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
vagos
مثالها
Juan es un vago y nunca hace sus tareas.
خوان یک تنبل است و هرگز تکالیفش را انجام نمیدهد.



























