جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sucio
01
کثیف
que tiene manchas, polvo u otra cosa que impide que esté limpio
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
el más sucio
شکل تفضیلی
más sucio
درجهپذیر
مفرد مذکر
sucio
جمع مذکر
sucios
مفرد مؤنث
sucia
جمع مؤنث
sucias
مثالها
Los niños llegaron con las manos sucias.
کودکان با دستهای کثیف آمدند.



























