جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El norte
01
شمال
dirección hacia la parte superior del mapa o el polo norte
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Mi casa está al norte de la ciudad.
خانهی من در شمال شهر قرار دارد.
norte
01
شمالی
que pertenece o está relacionado con el norte
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
norte
جمع مذکر
norte
مفرد مؤنث
norte
جمع مؤنث
norte
مثالها
El país tiene un clima norte frío.
کشور دارای آب و هوای سرد شمالی است.



























