جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
azul
01
آبی
que tiene el color del cielo despejado o del mar profundo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
el más azul
شکل تفضیلی
más azul
درجهپذیر
مفرد مذکر
azul
جمع مذکر
azules
مفرد مؤنث
azul
جمع مؤنث
azules
مثالها
Ella tiene los ojos azules.
او چشمان آبی دارد.
El azul
[gender: masculine]
01
آبی, رنگ آبی
color que se percibe como el del cielo despejado o el mar profundo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
azules
مثالها
Me gusta el azul del mar.
من آبی دریا را دوست دارم.



























