جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El pezón
01
نوک پستان
la proyección pequeña en la mama a través de la cual las crías mamán la leche
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
pezones
مثالها
Los gatitos se amontonaban alrededor de los pezones de la gata.
بچهگربهها دور نوک پستان گربه جمع شده بودند.



























