جانور کیسهدار
مریخ
سهشنبه
کارناوال ماردی گراس
چکش
چکش دوشاخ
ماهیخورک رودخانهای
مارتینی
مارکسیسم
مارکسیست,مارکسیست
مارس
-ترین (نشانه صفت یا قید عالی) • جمع (ریاضی) • بیشتر • دیگر (بعد از ضمیر)
زندگی پس از مرگ
نه خوب نه بد
بعداً
جرم (فیزیک)
جرم استخوانی
خانه روستایی
ماساژ
ماساژ
ماساژور
جویدن
ریمل
ماسک اکسیژن
ماسک صورت
ماسک جراحی
حیوان خانگی
بتونه
مدرک کارشناسی ارشد
جویدن
بوته
خستهکننده • گاوباز
کشتن
دانک,اسلم دانک
ریاضی
ریاضیدان
مسئله
قشر سفید
قشر خاکستری
مطلب • مادی
مواد نورد
ماتریالیست
مادری
اثر
زورگو
مدرک ثبتنام
مدرک افتخاری,گواهی عملکرد استثنایی
ثبتنام کردن
زناشویی
ازدواج
ازدواج مدنی
ازدواج از پیش تعیین شده,ازدواج ترتیب داده شده
ازدواج مذهبی
میومیو کردن
ضربالمثل,اصل
به حداکثر رساندن
مه
سس مایونز
بزرگترین (اندازه)
اکثریت
اکثریت مطلق,اکثریت مطلق
چکش سقوطی,پتک
چکش چوبی,چکش با سری بزرگ
چوب ذرت
[ضمیر مفعولی اول شخص مفرد]
لایک
مکانیک
تایپیست
صندلی گهوارهای
حامی هنرمند
فتیله
طره
مدال
مدال برنز
مدال طلا
مدال نقره
مدال آور,دارنده مدال
جورابشلواری
خواهر ناتنی
پارهوقت,کار نیمهوقت
هافبرد (هتل)
هلال
میانه
متوسط (اندازه)
نصفشب
وساطت کردن
جورابشلواری لانهزنبوری
رسانهای
دارو
دارو
دارو
پزشک • پزشکی
پزشک خانواده