ir
ir
ɪə
ایِ
earveerbeertyrr

تعریف و معنی "ir"در زبان انگلیسی

01

یک هیئت از دولت بریتانیا که مالیات‌های مستقیم اصلی را اداره و جمع‌آوری می‌کند, یک نهاد دولتی بریتانیا مسئول اداره و جمع‌آوری مالیات‌های مستقیم اصلی

a board of the British government that administers and collects major direct taxes 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
irs
01

غیر, نا

used to indicate the opposite or absence of something 
مثال‌ها
The idea of returning to the old system seemed irrational to the team. 

ایده بازگشت به سیستم قدیمی برای تیم غیرمنطقی به نظر می‌رسید.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه