جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
insufficiently
01
بهطور غیر کافی, به حد ناکافی
in a manner indicating a lack of quantity or quality
اطلاعات دستوری
مثالها
The report was insufficiently detailed to support their conclusions.
گزارش به اندازه کافی جزئیات نداشت تا از نتیجهگیریهایشان پشتیبانی کند.
درخت واژگانی
insufficiently
sufficiently
sufficient
suffici



























