جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
infallible
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most infallible
شکل تفضیلی
more infallible
درجهپذیر
مثالها
His infallible memory made him a valuable asset to the team.
حافظه بیخطای او او را به دارایی ارزشمندی برای تیم تبدیل کرد.
درخت واژگانی
infallible
fallible



























