جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
infallible
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most infallible
شکل تفضیلی
more infallible
درجهپذیر
حوزه
reliability, cognition, perfection
مثالها
His infallible memory made him a valuable asset to the team.
حافظه بیخطای او او را به دارایی ارزشمندی برای تیم تبدیل کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
infallible
fallible



























