ignited
ig
ˌɪg
ایگ
ni
ˈnaɪ
نای
ted
tɪd
تید
/ɪɡnˈa‍ɪtɪd/

تعریف و معنی "ignited"در زبان انگلیسی

ignited
01

آتش گرفته, شعله ور

set on fire or started to burn
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most ignited
شکل تفضیلی
more ignited
درجه‌پذیر
مثال‌ها
The ignited fuel created a bright light in the dark night.
سوخت آتش‌زده نور درخشانی در شب تاریک ایجاد کرد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه