جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to ideate
01
ایده پردازی کردن, اندیشه کردن
to creatively form ideas
Transitive: to ideate ideas
Intransitive
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
ideate
سومشخص مفرد
ideates
وجه وصفی حال
ideating
گذشته ساده
ideated
اسم مفعول
ideated
مثالها
She enjoys ideating new concepts for her artistic projects.
او از ایدهپردازی مفاهیم جدید برای پروژههای هنری خود لذت میبرد.
درخت واژگانی
ideation
ideate
idea



























