جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ice-hockey player
01
بازیکن هاکی روی یخ, ورزشکار هاکی روی یخ
an athlete who plays the sport of ice hockey
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
ice-hockey players
مثالها
The ice-hockey player skated swiftly across the rink, dodging opponents.
بازیکن هاکی روی یخ به سرعت روی پیست اسکیت کرد و از حریفان اجتناب کرد.
LanGeek



























