جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hyperbole
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
hyperboles
مثالها
His statement that he'd slept for a century was a hyperbole to express his exhaustion.
اظهارات او مبنی بر اینکه یک قرن خوابیده بود یک اغراق برای بیان خستگی او بود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
hyperbolic
hyperbolize
hyperbole



























