جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Approach shot
01
ضربه نزدیک, نزدیک شدن
a stroke played toward the green from a location farther away
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
approach shots
مثالها
She practiced her approach shots from various distances to improve accuracy.
او ضربههای نزدیکشونده خود را از فواصل مختلف تمرین کرد تا دقت را بهبود بخشد.



























