جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to humanize
01
انسانی کردن, واجد صفات انسانی کردن، با مروت کردن
to make more civilized and suitable for people
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
humanize
سومشخص مفرد
humanizes
وجه وصفی حال
humanizing
گذشته ساده
humanized
اسم مفعول
humanized
مثالها
The city worked to humanize the urban space by adding parks and pedestrian areas.
شهر برای انسانیتر کردن فضای شهری با افزودن پارکها و مناطق پیادهرو تلاش کرد.
درخت واژگانی
dehumanize
humanize
human



























