جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hot potato
01
موضوع جنجالی, مایه دردسر، کاری دشوار و ناخوشایند
a difficult or controversial issue or topic that is uncomfortable or risky to handle
idiom
informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
hot potatoes
مثالها
The controversial policy decision turned into a hot potato as various political figures distanced themselves from it.
تصمیم بحثبرانگیز سیاستی به یک سیبزمینی داغ تبدیل شد، چرا که چهرههای سیاسی مختلف از آن فاصله گرفتند.



























