جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hospital
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
hospitals
مثالها
I visited my friend at the hospital and brought her some flowers.
من دوستم را در بیمارستان ملاقات کردم و برایش گل بردم.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
hospitalist
hospitality
hospitalize
hospital



























