جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
hopelessly
01
ناامیدانه, بی امید
in a manner that expresses or causes a feeling of despair or lack of hope
اطلاعات دستوری
مثالها
She shook her head hopelessly at the pile of unfinished work.
او ناامیدانه سرش را در مقابل کوهی از کارهای ناتمام تکان داد.
02
ناامیدانه, عاجزانه
used to stress that a situation cannot be improved or corrected
مثالها
The map was old and hopelessly out of date.
نقشه قدیمی بود و ناامیدکننده از تاریخ گذشته بود.
درخت واژگانی
hopelessly
hopeless
hope



























