جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Honor killing
01
قتل ناموسی, قتل به نام ناموس
the murder of a family member, usually a woman, for allegedly bringing shame or dishonor to the family
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
honor killings
مثالها
Authorities investigated an honor killing in the village.
مقامات در مورد یک قتل ناموسی در روستا تحقیق کردند.



























