جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
موجب کندی چیزی شدن
یک مشکل فنی به تأخیر انداخت راهاندازی وبسایت جدید را.
(بالا) نگه داشتن
ستونهای محکم وزن پل را تحمل میکردند.
به عنوان مثال نشان دادن, به عنوان مدل ارائه دادن
معلم مقاله نمره A را به عنوان نمونهای از نوشتار استثنایی به نمایش گذاشت.
سرقت کردن, دزدی کردن
مجرمین تصمیم گرفتند که فروشگاه را سرقت کنند، و از کارمند وحشتزده پول نقد بخواهند.
ماشین قدیمی به طور شگفتانگیزی در سفر جادهای طولانی بدون هیچ مشکلی دوام آورد.
به تعهدات خود عمل کند, قسمت خود از معامله را نگه دارد
من با تحویل به موقع پروژه، بخش خود از معامله را انجام خواهم داد.
پابرجا ماندن, قانع کننده باقی ماندن
حتی پس از سالها بررسی، یافتههای تحقیقات او همچنان پابرجا هستند.
در برابر آزمایش زمان مقاومت کردن, به روز باقی ماندن
علیرغم انتشار دههها پیش، مضامین و شخصیتهای رمان کلاسیک هنوز هم به خوبی پابرجا هستند.
نگه داشتن, بلافاصله بازی نکردن
در طول بازی، او تصمیم گرفت شاه را تا لحظه حساس نگه دارد.
صبر کن



























