جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
hirsute
01
(مرد) پشمالو, پُرمو
having noticeable or excessive hair
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most hirsute
شکل تفضیلی
more hirsute
درجهپذیر
مثالها
She brushed the hirsute dog, gathering tufts of fur.
او سگ پشمالو را شانه زد، و دستههای مو را جمع کرد.
درخت واژگانی
hirsuteness
hirsute



























