جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
High-rise
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
high-rises
مثالها
She worked on the top floor of a high-rise, enjoying panoramic views of the city below.
او در بالاترین طبقه یک آسمانخراش کار میکرد و از منظره پانورامای شهر در پایین لذت میبرد.
high-rise
01
چندطبقه
(of buildings) having many floors
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most high-rise
شکل تفضیلی
more high-rise
درجهناپذیر
مثالها
She prefers living in a high-rise condo because of the security and amenities.
او به دلیل امنیت و امکانات، زندگی در آپارتمان بلندمرتبه را ترجیح میدهد.



























