جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Head honcho
01
رئیس بزرگ, همهکاره
a person of great importance or influence
Dialect
American
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
head honchos
مثالها
The head honcho approved the plan.
رئیس بزرگ طرح را تأیید کرد.



























