جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to harken
01
گوش فرادادن
to attentively listen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
harken
سومشخص مفرد
harkens
وجه وصفی حال
harkening
گذشته ساده
harkened
اسم مفعول
harkened
مثالها
He urged the audience to harken to his advice about financial planning.
او از مخاطبان خواست که به توصیههای او در مورد برنامهریزی مالی با دقت گوش دهند.



























