جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hairbrush
01
برس مو
a brush for making the hair smooth or tidy
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
hairbrushes
مثالها
She used a hairbrush to detangle her hair after the shower.
او از یک برس مو برای شانه کردن موهایش بعد از دوش استفاده کرد.
درخت واژگانی
hairbrush
hair
brush



























