جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Grenade
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
grenades
مثالها
The soldier pulled the pin from the grenade before tossing it towards the enemy position.
سرباز قبل از پرتاب نارنجک به سمت موضع دشمن، ضامن آن را کشید.



























