جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Graveyard
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
graveyards
مثالها
They walked through the graveyard to pay their respects to their ancestors.
آنها از میان قبرستان گذشتند تا به اجداد خود ادای احترام کنند.
درخت واژگانی
graveyard
grave
yard



























