جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پس از زمستانی طولانی، چمن باغ ما دوباره شروع به سبز شدن کرد.
چمن
بچهها روی چمن سبز و پرپشت فوتبال بازی کردند.
گُل (نام عامیانه برای ماریجوانا), علف (نام عامیانه برای ماریجوانا)
پلیس چند نفر را به دلیل داشتن علف در کنسرت دستگیر کرد.
علف, خوراک دام
کشاورز هر صبح به اسبها علف تازه میداد.
جاسوس, مخبر
گروه مشکوک بود که او یک مخبر است.
غواصی کردن, فرود آمدن ناگهانی
پرندگان پس از مشاهده حشرات به سمت مزرعه با سرعت فرود آمدند.
لو دادن, خبر دادن
او برای جلوگیری از زندان، همدستانش را لو داد.
چراندن, علف دادن
کشاورز صبح گاوها را علف داد.
پوشاندن با چمن, کاشتن چمن
آنها در طول آخر هفته چمن جدید را چمن کاری کردند.
خشک کردن روی چمن, پهن کردن روی چمن
حولهها روی چمن پهن شدند تا سریع خشک شوند.
علف زار شدن, پوشیده شدن از علف
منطقه باغ پس از آبیاری به سرعت علفزاری شد.
درخت واژگانی



























