جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Grandchild
01
نوه
your daughter or son's child
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
grandchildren
مثالها
Her grandchild lives in another country, but they video chat every week to stay in touch.
نوه او در کشور دیگری زندگی میکند، اما هر هفته ویدئو چت میکنند تا در تماس باشند.



























