جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Grandchild
01
نوه
your daughter or son's child
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
grandchildren
مثالها
He takes his grandchild to the zoo and teaches them about different animals.
او نوهاش را به باغ وحش میبرد و درباره حیوانات مختلف به آنها آموزش میدهد.



























