جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Grade crossing
01
گذرگاه راه آهن, تقاطع همسطح
a place at which a railroad meets a road on the same surface
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
grade crossings
مثالها
The train passed slowly, blocking the grade crossing for several minutes.
قطار به آرامی عبور کرد و گذرگاه همسطح را برای چند دقیقه مسدود کرد.



























